aliyeh.heybatii
دنبال کننده
80
پست
690
کمک می کنم رابطه بهتری با فرزندت داشته باشی روانشناس و درمانگر تخصصی کودک و نوجوان مشاور والدین /نویسنده کتاب فرزندپروری آگاهانه مشاوره ۰۹۱۵۷۵۵۳۶۲۶
پست های مشابه
aliyeh.heybatii
. هر آدمی میتواند به تنهایی از پس زندگی خودش بربیاید .اما همین که وارد یک رابطه ناسالم می شود ترس به سراغش می آید ؛ترس از اینکه نتواند از عهده خودش بر بیاید. چرااا؟ رابطه ناسالم کاری می کند که فرد ارزش واعتبار خودش را منوط به رابطه بداند .ترس ذاتی نیست بلکه خلق می شود ؛یا خودتان آن را ایجاد می کنید یا عوامل محیطی آن را ایجاد میکنند. در رابطه های خشونت آمیز که یک نفر اعمال خشونت می کند و همه چیز را در کنترل خودش دارد،قربانی معمولا دچار وابستگی ناشی از ترس می شود. ترس از تنهایی،ترس از پیدا نکردن فرد بهتر،ترس از آینده بدون دیگری و ترس از ناتوانی در اداره زندگی، مهمترین ترس ها هستند که باعث ادامه یک رابطه ناسالم می شوند. افراد،زمانی گرفتار این ترس ها می شوند که به خودشان توجهی نمیکنند و برای خودشان ارزشی قائل نیستند. این افراد همیشه میخواهند با اتکا به دیگران رشد کنند. تصمیم بگیریم که در تنهاترین موقعیت هم ابتدا به خود تکیه کنیم...! #رابطه_ناسالم#رابطه_عاطفی #خشونت#ترس#وابستگی#کنترل#تعهد#استرس#اضطراب#ناتوانی#روانشناسی#مشاوره
03 اسفند 1398 15:22:40
0 بازدید
aliyeh.heybatii
. وقتی جلوی جمع از اون و تواناییهایش تعریف می کنید ببینید چطوری چشاش برق میزنه و اعتماد به نفسش به اوج میرسه و با محبت شما رو نگاه می کنه و توی دلش میگه مرسی مامانی روزی که جشن تولدشه و شما اون روزو که خدای مهربون اونو به شما هدیه داده رو جشن میگیرین بهش احساس مهم بودن میدین وقتی که صبح ها با بوسه بیدارش می کنین و شب ها با بوسه و لالایی میخوابونیدش اون میفهمه که چقدر دوستش دارین برای یه کودک مهم ترین لذت دنیا اینه که احساس کنه پدر و مادرش عاشقانه دوستش دارن... #کودک#تربیت#روانشناسی_کودک#کودک_ونوجوان#جشن_تولد#اعتماد_به_نفس #عزت_نفس#توانایی_کودکان #عشق_مادر #عشق_پدر #والدین #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند
11 بهمن 1399 17:55:45
0 بازدید
aliyeh.heybatii
مهم نیست در چه سنی باشم هر زمان چیز جدیدی یاد میگیرم دلم میخواد فریاد بزنم "مامان بیا نگاه کن😍" #مادر#قشنگترین_لحظات#دوست_داشتن #عشق#نوازش#مهربانی#آغوش#احساس_زیبا#بغل #تربیت_فرزند #فرزند_پروری #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #دلنوشته
30 آبان 1400 16:56:53
4 بازدید
aliyeh.heybatii
. خود رای شدن نوجوانان نتیجه رفتارهای متضاد والدین ‼️ ⚠️❗️هماهنگ نبودن والدین در نحوه رفتار با نوجوان : در بعضی خانواده ها، والدین در تربیت نوجوان شان یک صدا نیستند. یعنی رفتار پدر و مادر با نوجوان شان شبیه هم نیست. در این خانواده ها نوجوان راه خودش را می رود و پدر و مادر هم به فکر مشکلات خودشان هستند. در این حالت والدین و فرزندان فقط یک « هم خانه بودن » را در کنار یکدیگر تجربه می کنند. در این خانواده ها به جای این که والدین در رفتار با نوجوان شان وحدت رویه داشته باشند، خود نوجوان موضوع اختلاف می شود. مثلا مادر می گوید فرزندش اصلا این کار را انجام ندهد و پدر اصرار می کند که نوجوان حتما باید این کار را انجام دهد و نوجوان هم کاری را که دوست دارد، انجام می دهد. این موارد دست به دست هم می دهد تا نوجوان احساس آرامش نکند و به دوستان نامناسب پناه ببرد. اگر در یک خانواده بین اعضای خانواده، احترام متقابل برقرار باشد، نوجوان کمترین خطر را احساس می کند و در نتیجه رفتارهای پر خطر او هم به کمترین میزان ممکن کاهش می یابد. #تعارضات_والدین#نوجوانان#نوجوان#تربیت#احترام_متقابل#ارتباط_با_نوجوان#خانواده#عالیه_هیبتی#بیرجند
25 تیر 1399 05:26:48
1 بازدید
aliyeh.heybatii
. بابا جونم... میدونی که هر روز فقط یک ساعت با من بازی کنی، من احساس ارزشمند بودن میکنم؛ اعتماد به نفسم میره بالا و میتونم توی #سن_بلوغ که سوالای زیادی برام پیش میاد، از شما بپرسم... اگه با من بازی نکنی و دستت رو برای ارتباط داشتن با من دراز نکنی من هم وقتی بزرگتر بشم، همش ازت خجالت میکشم، میترسم، و دور میشم ... اون وقت نیای به مامانم بگی: "تقصیر توئه که بچه مون با من دوست نیست و حرف نمیزنه" بهترین دوستم، بابا جونم... من الان به دوست نیاز دارم تا بتونم وقتی بزرگتر شدم روی دوستیت حساب کنم... من که تفاوت کفش مارک و غیر مارک رو نمیفهمم؛ ولی تفاوت بابای مهربون و با حوصله رو با بابای بد اخلاق و بی حوصله رو خیلی خوب حالیم میشه... بعد نگی کسی به ما نگفت! بفرستید برای همه ی باباهای درجه یک😉 #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #پدر_دختری #پدرومادر #پدر_پسری #خانواده#تربیت_فرزند #فرزند_پروری
08 آبان 1399 16:59:49
0 بازدید
aliyeh.heybatii
مادر دست دختر دانشآموزش را محکم کشید: «بذار برسیم خونه.» دختر گریه میکرد ملتمسانه مادر را نگاه میکرد. هی میگفت ببخشید. مقنعهاش روی شانهاش افتاده بود. صورت دخترک غرق اشک بود. حتی گفت غلط کردم. مادر بلندتر گفت: بذار برسیم خونه. هممدرسهایهای دخترک که داشتند از مدرسه برمیگشتند خانه، نگاه میکردند و رد میشدند. کشاکش دختر و مادر ادامه داشت و دور شدند. از ماجرایشان چیزی نفهمیدم. فقط چندثانیه بود و رد شدند. خیلی جا خوردم و بهفکر فرو رفتم: اگر تلاش اصلی پدرومادرها و فعالان دلسوز کودکان است که برای دخترک «خانه» امنتر از خیابان باشد، یعنی الان مادر دارد برایش خیابان را امنتر میکند؟! خیابان برای دخترک امنتر بشود، به همین سادگی؟ خداخدا کند خانه نرسند؟ این یعنی دخترک بیپناه از حالا حس کند خیابان امنتر از خانه است؟ خیابان میتواند برایش چقدر امن باشد؟ اگر خانه آغوش امن دخترک نباشد. #مرتضی_توکلی #دختر#آرامش #خانواده #والدین_آگاه #تهدید_والدین #آغوش #آغوش_امن_پدر #آغوش_مادر #خوشبختی#طرحواره #خانه#خانه_ی_آرام #محبت_به_فرزند #فرزندپروری_مثبت #تربیت_صحیح_فرزند #آموزش_فرزند_پروری #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند
19 اردیبهشت 1400 16:43:12
1 بازدید
عالیه هیبتی
0
0
کودکیام را که مرور میکنم، قشنگ ترین قسمتهای آن، تعطیلاتِ آخرِ هفته بود. پنجشنبههایی که با اشتیاقی عمیق، سمتِ خانه میدویدیم و در سرمان هزار و یک برنامه برای این یک روز و اندی بود. و چه بیهزینه شاد بودیم و چه پر شور و جانانه میخندیدیم! برای بچههایِ امروز نگرانم... نگرانم از ذوقی که برای تعطیلاتِ آخرِ هفتههایشان ندارند، از کبرایِ قصه که تصمیمش را گرفت و تویِ همان روزها و حوالیِ دلخوشی و بارانِ بیشیلهی کودکیِ ما، خودش را جا گذاشت، از کوکب خانمی که دیگر نیست، و چوپانِ دروغگویی که شاید یک شب که ما حواسمان نبود، گرگها آمدند و همراهِ ترسهایِ کودکیِ ما، او را دریدند. امروز بچهها ساده نیستند! همهچیز را میفهمند، هیچ غولی را باور ندارند و از هیچ دیوی هم نمیترسند. و من از این ساده نبودن، و من از این نترسیدنِشان، میترسم... ما کودکانگی و لبخند را در کودکیِ خودمان جا گذاشتیم، ما خودمان را و دلخوشیهایِ سادهی خودمان را ادامه ندادیم! و حالا ما مانده ایم و کودکانی که "کودکانه" نمیخندند، که اشتیاقی برایِ هیچچیز ندارند، که حواسشان به نوساناتِ ارز هست و تمامِ اخبارِ ریز و درشتِ روز را میدانند، کودکانی که زودتر از چیزی که فکرش را میکردیم، بزرگ شدهاند... و من از این بزرگ شدنهایِ بیمقدمه میترسم! #نرگس_صرافیان_طوفان #کودکی#خاطرات #تعطیلات_آخر_هفته #اشتیاق #ترس#دلهره#دلخوشی #بزرگ_شدن #پنجشنبه