پست های مشابه

chamran_kids

آخرین فرصت ثبت نام رو از دست ندین❗❗❗ . به درخواست و استقبال زیاد شما، امکان ثبت نام رو تمدید کردیم!!! پس عجله کنید، همین الان به سایت چمرانی ها مراجعه کنید و ببینید تو مهد تعاملی ما چه خبره🤗 . دیگه تموم شد هاااا... پس بدویید👇 CHAMRANIHA.COM . دوستان بچه دارتون رو به مهدتعاملی دعوت کنید😇 . #مهد_تعاملی #کودک#مهد_مجازی #حسینیه_کودک_شهید_چمران

18 مهر 1399 18:26:17

0 بازدید

chamran_kids

📣 #یه_بازی_خوووب ‌ 🤔 چه بازی هایی در طبیعت می توانیم انجام دهیم؟ ‌ 🌞 گرمای تابستان را می توانید با یک آب بازی جذاب، دلچسب تر کنید. ‌ 💧 قرار نیست یه عالمه آب مصرف کنیم که فکر کنید اسرافه، نه!! اندازه ی یک آبپاش هم کافیه!! ✅ (البته می دونیم که آب بازی برای بچه ها اسراف محسوب نمیشه) ‌ ❇️ اول باید لباس های مخصوص برای خودمون درست کنیم. می تونید از کیسه های زباله یا سفره های یک بار مصرف استفاده کنیم. و لباس های جنگی مون رو بسازیم. ❇️ بعد نوبت به اسلحه میرسه. که یک آب پاش ساده رو آب می کنیم. ‌ 🌀 حالا یک، دو، سه: شروع آب بازی!! ‌ 🔈 حتما حتما دو دست لباس اضافی همراهتون باشه! 🌀بازی برای بچه های👇 #سه_سال_به_بالا ‌ #طبیعت #بازی #آب_بازی

25 تیر 1398 07:49:29

2 بازدید

chamran_kids

. #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت چهارم . تابستان سوم/ مرد رایانه‌ای . یکی از اقواممان شرکت کامپیوتری راه انداخته بود. آن موقع خفن‌ترین سیستم، پنتیوم تو(2) بود. تابستان، یک دوره آموزشی شبکه‌سازی و طراحی سایت گذاشت. من هم خیلی دوست داشتم شرکت کنم ولی شرکت #کامپیوتری از خانه‌مان دور بود. به خاطر حضور در آن دوره، یک مدت طولانی از تابستان را خانه مادربزرگم زندگی کردم تا نزدیک شرکت باشم. همه‌کسانی که در کارگاه شرکت کرده بودند، حداقل 10سال از من بزرگ‌تر بودند. همان اول کار رفتم 2 تا کتاب 1000 صفحه‌ای در مورد شبکه‌سازی و طراحی سایت با html خریدم. خیلی تلاش کردم مطالب کتاب را بفهمم ولی واقعاً سنگین بودند. واقعیتش را بخواهید آن تابستان تنبلی کردم و دوره را تمام نکردم. سال‌های بعد که نرم‌افزارهای بیسیک و پاسکال را یاد گرفتم، یک بازی طراحی کردم. یک دوره‌ای هم آموزش مایا (نرم‌افزار #انیمیشن سه‌بعدی) رفتم. کلیه نرم‌افزارهای تدوین را یاد گرفتم. همین دمخور بودن با کامپیوتر و نرم‌افزارهای متنوع باعث شد حدود 10سال حرفه‌ای تدوین کنم و فیلم بسازم. از مستندهای اجتماعی گرفته تا سریال‌های تلویزیونی و پشت‌صحنه فیلم‌های سینمایی. همین الآن هم که تدریس می‌کنم و یا کسب‌وکار راه می‌اندازم، خیلی وقت‌ها خودم فیلم‌های کارهایم را می‌سازم. بعضی مواقع هم آموزش #تدوین می‌دهم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

29 تیر 1399 15:35:51

1 بازدید

chamran_kids

طعم اجاره نشینی را که چشیده باشی، میدانی چه میگویم...!!! . چند ماه مانده باشد به موعد اجاره، هول و ولا می افتد به جانمان که چه کنیم، صاحب خانه چه می گوید، کجا را پیدا کنیم؟ حالا اگر در این سال، عضوی به خانواده مان اضافه شده باشد، نگرانی کمی بیشتر خواهد شد. حال و روز ما هم این روزها چنین است. خانواده ی چمرانی ها هر سال بزرگ و بزرگ تر می شود. بچه هایمان قد کشیدند و به سال های آخر دبستان رسیدند. حالا ما یک خانواده ایم که بیش از ۲۵۰ بچه دارد. خانه ی مان دیگر برایمان کوچک شده. خیلی وقت است که دنبال خانه ی بزرگتر می گردیم. خانه ای بزرگ که حیاط داشته باشد و بتوانیم همراه بچه ها زندگی کنیم. اما پیدا نکردیم! در این مدت کلی جا دیدیم، با هرکسی که فکر کردیم میتواند کمک کند صحبت کردیم. یا خانه آنقدر قدیمی بود که نوسازی به ما مجوز نمیداد یا کوچک بود یا خلاصه عیب و ایرادی داشت که به درد مدرسه شدن نمیخورد. . گاهی هم فکر کردیم شاید سرپا ماندن یک مدرسه آنقدر ها اولویت نداشته باشد، مگر نه اینکه سازمان ها و ارگان ها، ساختمان ها و زمین های بزرگی دارند که بی استفاده مانده. اما ما کجا و آن ها کجا.... . نا امید نشدیم و تا اخرین لحظه دنبال جا خواهیم گشت. . به فکرمان رسید در این شب های عزیز و پر برکت از شما کمک بخواهیم. . مادر جان!🖤 این شب ها که لباس سیاه پوشان همراه بچه ها به مجلس روضه ی شما می آییم، در کنار همه ی حاجات مادی و معنوی مان، میخواهیم اگر خیر و صلاحمان است خانه ای هم برای بچه های شهید چمران برایمان پیدا کنید، تا همچنان چراغ حسینیه کودک و ادبستان ها روشن بماند. . پ.ن: اگه شما هم جایی یا کسی رو میشناسین که بتونه بهمون کمک کنه، خوشحال میشیم بهمون معرفی کنین🌱🙏🏻🌹 . #مدرسه #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران

15 دی 1400 16:37:54

0 بازدید

chamran_kids

بیا یه بار برای همیشه تکلیف رو روشن کنیم❗🤔👇🏻 بچه که بودم از حدودا همین موقع ها تلفن خانه مان یک ریز زنگ میخورد و این ماجرا تا آخر شهریور و حتی اوایل مهر ادامه داشت. من به عنوان منشی و فردی بسیااااررر علاقه مند به تلفن و صحبت کردن سریع گوشی را برمی داشتم و بعد از سلام و احوالپرسی به پدرم میدادم و یا اسم تماس گیرنده را می نوشتم تا بعدا بگویم که تماس بگیرند. کم کم متوجه شدم هر شغلی، یک وقت هایی گُل میکند و برای خانواده ی فرهنگیِ ما گلِ زمان، بهار و تابستان است که مردم میخواهند برای بچه هایشان مدرسه انتخاب کنند. . زمان گذشت و الان روزی نیست که پیامی برای ما نیاید یا تماسی نداشته باشیم مبنی بر اینکه: مدرسه تون هنوز جا داره؟🥺 مدرسه خوب سمت ما کجا رو میشناسین؟🤔 به نظرتون چه جور مدرسه ای برای بچه ی ما بهتره مدرسه ی سمتی یا از این امروزیا؟😥 . و من هر روز فکرم بیشتر درگیر انتخاب مدرسه برای خانواده ها و انتخاب خانواده برای مدرسه ها می‌شود! . به نظرم بد نیست یک بار برای همیشه تکلیف خودمان و بقیه را روشن کنیم و در یک تریبون رسمی و با وسعت زیاد مثل اینستاگرام نظراتمان را واضح و شفاف بگوییم!!! و البته تاکید میکنیم این نظرات شخصی ماست، حاصل ۱۰ سال کار و تجربه و البته سابقه ی کار فرهنگیِ خانوادگی مان....😇 . و به تمام مدرسه ها و خانواده در اقصی نقاط ایران و چه بسا دنیا احترام میگذاریم....! کسانی که با بهترین سال های عمر هر کودک و نوجوانی سر و کار دارند....😊 . پ.ن: از امشب به مدت دو هفته، قراره براتون یه سری پست داشته باشیم که بتونیم تو روند شناخت مدارس و معیارها و انتخاب بهترین گزینه ی مخصوص خودتون، بهتون کمک کنیم🌱🌹 . ⭕پس لطفا این پست رو سیو کنید و برای همه والدین و معلم ها و کسایی که تو فکر انتخاب مدرسه هستن بفرستید🤗 . #مدرسه #انتخاب_مدرسه#ثبت_نام_مدرسه #والدین#کادر_آموزشی#فرهنگیان #کودک#معلم#آموزش_پرورش

03 خرداد 1400 17:40:17

0 بازدید

chamran_kids

🏴 ⚠️ وقتی می خوایم همراه بچه ها به هیئت بریم اولین چیزی که باید برداریم ابزار بازیه. ‌ #در_هیئت_با_مادر #در_هیئت_با_پدر ‌ 💡چرا؟ چون بچه ها موقع سخنرانی حوصله شون سر میره و درکی هم از مداحی و روضه ندارند. پس بهتره براشون برنامه داشته باشیم. ‌ ❌ یکی از ابزار هایی که می تونیم همراه خودمون ببریم، *چسب کاغذی* هست. ‌ هم سبکه، هم جا نمیگیره هم میشه باهاش کلی بازی کرد. ‌ مثلا؛ روی زمین یه بازی بکشیم؛ مثل دوز. باهاش کاردستی درست کنیم. جاده درست کنیم و ماشین بازی کنیم. باهاش نقاشی بکشیم. ‌ ✅ وقتی برای بچه ها برنامه ی بازی داشته باشیم، به بچه ها خوش میگذره و روزهای بعد با اشتیاق بیشتری میان. ‌ #سرباز_حسینم #هیئت #محرم #کودک #چمرانی_ها

12 شهریور 1398 16:09:45

15 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهان‌پُرکن برایش گذاشتم. «در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی می‌خوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر می‌کردم کلاً جست‌وجو جالب‌ترین کار دنیاست، حالا جست‌وجوی چیزهای عجیب‌تر، جالب‌تر هم هست. اسم‌های خارجی برای شخصیت‌های داستانم گذاشته بودم که رمانم جذاب‌تر بشود. اسم‌هایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصه‌ای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز می‌دادم که «من یه داستان 16صفحه‌ای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.»  . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقه‌ای که به داستان داشتم، کتاب داستان‌های خواهر و خاله‌ام که خیلی کتاب‌خوان بودند را می‌گرفتم و می‌خواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب می‌خوانم، حتی در خیابان. سال‌ها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستان‌های کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلم‌نامه از نویسنده‌های مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم می‌خواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوست‌داشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایان‌نامه، نامه‌نگاری‌های اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتاب‌های علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهان‌پُرکن برایش گذاشتم. «در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی می‌خوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر می‌کردم کلاً جست‌وجو جالب‌ترین کار دنیاست، حالا جست‌وجوی چیزهای عجیب‌تر، جالب‌تر هم هست. اسم‌های خارجی برای شخصیت‌های داستانم گذاشته بودم که رمانم جذاب‌تر بشود. اسم‌هایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصه‌ای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز می‌دادم که «من یه داستان 16صفحه‌ای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.»  . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقه‌ای که به داستان داشتم، کتاب داستان‌های خواهر و خاله‌ام که خیلی کتاب‌خوان بودند را می‌گرفتم و می‌خواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب می‌خوانم، حتی در خیابان. سال‌ها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستان‌های کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلم‌نامه از نویسنده‌های مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم می‌خواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوست‌داشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایان‌نامه، نامه‌نگاری‌های اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتاب‌های علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن