chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
تو این اوضاع مگه میشه اردو رفت⁉️😳🤔 . بله که میشه، فقط مهمه در حدتوان، پروتکل های بهداشتی رو رعایت کنیم و بعد اردوهامون رو برگزار کنیم😊 . حالا چرا انقدر اردو مهمه؟🤔 چرا هیچ جوره حاضر نیستیم ازش غافل شیم؟؟؟ چون..... . خودتون دلایل اهمیت اردو رو بشنوید 🤗⬆️ 👤سرکار خانم منیره سادات حسینی امامی (سابقه ی ۷ سال مربیگری و تدریس در ادبستان دخترانه شهید چمران) . ⁉️شما چه مکان هایی رو برای اردوی دانش آموزان پیشنهاد میدید؟ برامون بنویسید👇🏻🌱 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #اردو#مدرسه#اکتشاف#تجربه #آموزش_بازی_محور #آموزش_پروژه_محور
20 آذر 1400 17:57:53
0 بازدید
chamran_kids
. داستان نويسى كلاس دومى ها با موضوع من و هيئت . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
29 مهر 1397 14:52:30
0 بازدید
chamran_kids
📣 🛍 بازارچه چمرانی 🎈با اسباب بازی و کتاب های هاچین 🌼روسری های نخ جیم 🍪 و کلی شیرینی و خوراکی خونگی ✅ همراه با غرفه ی بازی و فعالیت برای بچه ها 📆 پنج شنبه ۱ آذر ⏰ ساعت ۱۰ تا ۱۳ 📍 مکان: میدان خراسان. جنب پاساژ خراسان. پ ۳۱. ادبستان پسرانه حمزه دوران #بازارچه #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #مامان_های_چمرانی #مدرسه
28 آبان 1397 05:30:27
0 بازدید
chamran_kids
⚒ وضعیت اقتصادی این روزها، شاید اجازه نده که بتونیم ابزار های بازی زیادی برای بچه هامون تهیه کنیم. اگر هم تهیه کنیم مدام میخوایم بهشون تذکر بدیم که مواظب باش خرابش نکنی ها... حالا برای اینکه هم بچه ها بتونن بازی کنن هم اعصاب بزرگتر ها آروم باشه، میشه آخر هفته دست به کار بشیم و خودمون یک سری ابزار بازی بسازیم. با وسایلی که تو اکثر خونه ها پیدا میشه و هزینه ی زیادی هم نداره. کافیه تو اینستا سرچ کنید یا خودتون خلاقیت به خرج بدین. (میشه از بچه های بزرگتر هم کمک گرفت.) پس دست به کار بشین. امروز بچه های پنج ساله یک ابزار بازی جدید در فعالیت های انتخابی شون داشتند. چفتو کارتنی! مربی های حسینیه کودک، با مقداری کارتن (که حتما تو خونه ی شما هم پیدا میشه)، چسب و کاتر این ابزار بازی رو برای بچه ها ساختند. حسابی هم پر طرفدار بود. #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #ابزار_آموزشی #اسباب_بازی #بازی #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
06 مرداد 1398 10:05:35
0 بازدید
chamran_kids
✏ هر چیزی اگر در سن خودش اتفاق بیفتد، بیشترین تاثیر را دارد. پس اصرار به آموزش های زیاد و فرستادن بچه ها به کلاس های مختلف، آن هم در سال های اولیه کودکی، می تواند نتیجه عکس داشته باشد. پسرهای کلاس چهارم، نویسندگی را تمرین می کنند تا در آن به مهارت برسند. بعضیها کتابشان را چاپ کردهاند؛ بعضیها چرکنویسشان را پاکنویس میکنند؛ بعضی براساس طرحشان چرکنویس داستان را مینویسند؛ بعضی همچنان مشغول طراحی داستانشان هستند. پسرها در نویسندگی، هم باید به طراحی داستانشان توجه کنند، هم به فایدهای که برای جامعه دارد. به همین دلیل، یکی از پسرها که کتابش را چاپ کرده، داستانش را به چندین نفر معرفی کرده، تا آنها بفهمند داستان او چهفایدههایی برایشان دارد و کجا میتوانند از آن استفاده کنند. پسرها یک مهمان ویژه داشتند؛ یک عموی نویسنده که تکتک با بچهها صحبت کرد و از روند کارشان و اینکه الآن کجا هستند، پرسید. سپس با توجه به وضعیت هرکس، او را راهنمایی کرد. مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #طرح_درس #نویسندگی_کودکان #چمرانی_ها #مهارت_آموزی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران
03 اسفند 1398 18:14:56
0 بازدید
chamran_kids
. ✅ #پیشنهاد_ویژه هاچین برای سرگرم کردن کودکان در سفر اربعین 👇 کتاب سلام بر 💡 داستان کربلا به زبان کودکانه 💳 قیمت: ۱۴۰۰۰ تومان سفارش👈 @chamran_gifts #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
30 مهر 1397 08:26:05
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🎊 💡 می تونیم در شب ولادت پیامبر اکرم ص، بچه ها رو با یه قصه در مورد مهربانی ایشون خوشحال کنیم. 🍎باغ میوه و مهربانی پیامبر🍎 ✅ این داستان برای کودکان بالای پنج سال مناسب می باشد. یکی بود، یکی نبود. یه خواهر و برادر بودند که در یک خانه ی قشنگ و کوچک زندگی می کردند. خانه شان یک حیاط داشت. که بچه ها در آن بازی می کردند. یک درخت خرما از دیوار های کنار حیاط، داخل خانه شان آمده بود. بچه ها هر روز از دیوار بالا می رفتند و با خوشحالی کلی خرما از آن درخت می چیدند و می خوردند. یک روز آقای همسایه که خیلی بد اخلاق بود، به خانه ی آنها آمد. با عصبانیت به بابا گفت: بچه های تو همه ی خرماهای منو خوردن. باید کل پولش رو بدی. بابا گفت: آخه من که پول ندارم. همسایه گفت: من نمیدونم. باید پولش رو جور کنی و به من بدی. بابا خیلی ناراحت شد. پیش یک آقای مهربانی رفت که از آن کمک بخواهد. اسم آن آقای مهربان، حضرت محمد (ص) بود. بابا کل ماجرا را تعریف کرد. حضرت محمد (ص) که خیلی مهربان بود، رفت و با آقای همسایه صحبت کند تا راضی شود. ولی آقای همسایه راضی نشد. حضرت محمد (ص) گفت: من همه ی باغت رو میخرم. آقای همسایه خوشحال شد و قبول کرد. حضرت محمد (ص) هم، کل باغ را به بابا بخشید. بچه ها هم خیلی خوشحال شدند. از آن روز به بعد کلی درآن باغ بزرگ بازی کردند. #عیدتون_مبارک #قصه #قصه_کودکانه #قصه_مذهبی #پیامبر #مذهبی #کودک #هفده_ربیع #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران