پست های مشابه
جعبک
🖍🖌🤩 ایده نقاشی صورت های مختلف رو تا حالا امتحان کردین؟ تامپون یکی از ابزار های جذاب جعبک قلمدونکمونه. کافیه یه رنگ خوشرنگ برای صورت ها درست کنین و با تامپون چندتا دایره روی صفحه بذارین. بعد با بچه ها تصور کنین هرکدوم از آدم های رو صفحه کاغذ حالت صورتشون چه شکلی میتونه باشه ؟ عصبانی ؟ خوشحال؟ متعجب ؟ و کلی در این باره با بچه ها گفت وگو کنید چی باعث شده تعجب کنه ؟ چی باعث شده عصبانی شه؟ ادما عصبانی میشن چه شکلی میشن ؟
21 آذر 1400 14:49:28
12 بازدید
جعبک
روز یازدهم بهار🌿 💓خدایا شکرت بابت شادی، بابت هیجان، بابت اون لحظههایی که از شادی دستامون یخ میکنه و قلبمون تندتند می زنه. خدایا شکرت که ما تجربه اش کردیم. بارها و بارها... 👯بازی اش چه شکلیه؟ دو تا کیسه زباله رو بردارید توشو باد کنید درشو گره بزنید.حالا باید چه کرد؟ هیچی هر چی توپ دارید جمع کنید و بیارید و بذارید رو کیسه و شووووت! و گلللل! توی درواااازه... توپ پلاستیکی نداریم چی؟ کاغذباطله و روزنامه های قدیمی رو با بچهها مچاله کنید و دورشو چسب...حالا یه توپ کاغذی دارید... دیگه اگر امکانات بازم محدود بود با ادای احترام به جوراب های باباها😁 گلوله های جوراب کشوها رو بکشید بیرون و و تنظیم کنید روی کیسه و شووووووت 😍 لطفا عکس و فیلم بازی تونو برامون بفرستید. از بین ارسال کنندگان قرعه کشی میکنیم و به یک مامان و نینیخوش شانس ۵۰ درصد تخفیف روی جعبک بعدی میدیم.😌 #ایده_بازی#سرگرمی#بازی_کودک #قرنطینه_با_کودک#ایده #جعبک_جان #نوروز_جعبک #بچه_های_جعبکی
11 فروردین 1399 12:40:39
23 بازدید
جعبک
اسم رنگینک را گذاشتیم نشریهی مادر و کودک! چون این نشریه را باید با هم ورق بزنید. مادر متن ها. را بخواند و کودک به داستان ها گوش بدهد یا بازی هایش را با مادر انجام بدهد. ما هر روز یک محتوا برای مادر با عنوان رزق مادری گذاشته ایم. این نکتههای کوچک دوست داشتنی را از حدود ۶ منبع مختلف انتخاب کرده ایم و یک روز درمیان در صفحات نشریه می بینید. بقیهی محتوا مخصوص کودک است. اما با یک تفاوت. ایده های بازی را برای او بخوانید و در اجرای آن با او همراه شوید. سعی کردیم مدل های مختلف بازی را به شما پیشنهاد بدهیم. از بازی های وانمودی گرفته تا بازی های حرکتی و دست ورزی و نقاشی و حتی آشپزی! کافیست شما ایده های بازی را برای بچه ها بخوانید. آن وقت آن روز را مخصوص آن بازی بگذارید و ببینید بچه ها آن را تا کجا پیش می برند. رنگینک شاید اولین نشریهی مادر و کودک باشد. نشریهای که در آن هم نیازهای مادر دیده شده و هم نیازهای کودک. محتوایی که هم برای مادر نوشته شده و هم برای کودک. این اولین شمارهی رنگینک است با تمام نقاط ضعف و نقاط قوتش.. #رنگینک #رنگینک_جعبک #رمضان #نشریه #نشریه_مادر_کودک
05 اردیبهشت 1399 14:28:42
7 بازدید
جعبک
🎈. امشب شب یلداست. . 🍉🍉🍉🍉 همه ی خانواده دورهم جمع می شن تا یک دقیقه بیشتر با هم بودن رو جشن بگیرن... امشب چی کار می تونید بکنید که بچهها هم از اون لذت ببرند؟ اونها رو چطور درگیر آماده کردن خوراکی های خوشمزهی یلدا می کنید؟ بازی خاصی تو ذهنتون هست که امشب خانوادگی با هم انجامش بدین...؟ کافیه فقط به این فکر کنید:🤔. چطوری این شب رو تو ذهنش ماندگار کنم؟ چی کار کنم اون هم به اندازه ی بزرگ ترها لذت ببره؟ پیشنهاد ما درگیر کردن اون توی آماده سازی این دورهمی خانوادگیه. آماده کردن خوراکیهای خوشمزه، میز مهمان یا حتی تزیین خونه برای شب یلدا.. . 🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉 اگر هیچ کدوم این ها هم نشد، توی دورهمی بزرگترها به حضور اونها هم توجه کنید. گفتن یه خاطره از بچگیهای خودتون و یا تعریف یک قصهی کوتاه میتونه کمترین کاری باشه که اونها رو هم خوشحال کنه... یلدا مبارک...قدر یک دقیقه حضور بیشتر اونها رو توی زندگیمون بدونیم.... . . 🍭 🍬🍭🍬🍭🍬 #جعبک#جعبک_برای_کودک#جعبک_بازی #کودک #نگاه#دریچه_نگاه #کودکی #خلاقیت #بازی #بازی_با_کودک #جعبک_ من #دنیای_کودکی #سرگرمی #اسباب_بازی #کودک_خلاق #هم_بازی #دست_ورزی #خلاقیت #تخیل #مهربانی #بازی_با_کودکت#یلدا#یلدا_با_کودک
30 آذر 1398 15:09:58
16 بازدید
جعبک
با ذوق رفتم مستقیم سمت قفسهی اسباب بازی ها! با دو تا کتاب پارچهای دستم گفتم: ببخشید؟ برای دخترم یه اسباب بازی جذاب میخواستم. آقای فروشنده گفت: بله حتما! چند سالشونه؟ گفتم: ده ماهه شه!😌 آقای فروشنده با چشمای گرد گفت؟ده ماه؟؟😧 یه نگاه سرسری به قفسهها کرد و گفت: خانوم اینا همه مثبت سه سال هستن! فک کنم باید یکم صبر کنید!! بعد یه سبد کنار قسمت اسباببازی ها اشاره کرد و گفت: این توپای پلاستیکی به دردش نمیخوره؟ برگشتم سمت سبد گرد و خاک گرفته و گفتم: نه ممنونم! توپ پلاستیکی داره... #جعبک_تو_راهه #جعبک_جان
13 شهریور 1399 16:51:29
3 بازدید
جعبک
🌻 از گوشهی دیوار سرک کشیدم تا مرا نبیند. یک دفعه صدایم زد: کاری داشتی با من؟ چرا قایم شدی؟ از پشت چینهی دیوار بیرون آمدم و گفتم: آقا نخواستم مزاحم شوم در این حال. بچه های یتیم را کول کرده بود و دور خانهی زن می چرخید. بچه ها می زدند روی شانه اش و جیغ می کشیدند از شادی. خندید. خنده اش رطب تازه و شیرین را می مانست. با خنده گفت: کدام حال..؟ و دوید سمت بچه ها. این بچه ها تنها بچه های یتیم کوفه نبودند. ولی او تنها علی این دنیا بود که صبح گردن گردن کشان را درمیدان به زیر می آورد و عصر برای بچه ها خم می شد تا سوار بر دوش او شوند و دنیا را از آن بالا ببیند. از روی دوش علی! که اسمش تمام صفت های خوب دنیا را کافی بود. . جعبک جان به مناسبت💚 عید غدیر عزیز💚 از امروز تا فردا تمامی سفارش هایش را با هزینه ی خودش کادو می کند و برای بچه ها به عنوان عیدی تا روز عید میفرستد. به همین مناسبت ارسال تمامی بسته ها رایگان شده و شما فقط هزینه ی جعبک را می پردازید. فرصت ثبت سفارش تا فردا ۱۲ ظهر می باشد. 💚عیدتون مبارک باشه💚 #جعبک_جان#عید_غدیر#عیدی#ایده#اسباب_بازی #کادو#هدیه#خلاقیت
13 مرداد 1399 14:26:21
2 بازدید
ادمین جعبک
0
0
بین ما بچهها او مهربان ترین بود اما بچه نبود. بزرگترها همه احترامش می کردند. می دویدند سمتش و سخت در آغوشش می گرفتند و می بوسیدندش. او می خندید. همیشه می خندید. انگار خدای لبخند باشد. خدای شادی. بین ما بچهها معروف بود. می نشستیم دور هم و میگفتیم:«چه کسی می تواند ادای خندیدن او را در بیاورد؟ ادای خندیدن پیامبر را؟» هر کدام بلندتر و زیباترمیخندید، برنده بود. حفظ بودیم صورتش را. خطهای صورتش را. وقتی پیش از همه سلام می کرد و آن لبخند شیرینش را مثل عسل به کام هرکسی می گذاشت. بزرگترها آقا و سرور صدایش می زدند؛ ولی بین ما بچه ها معروف بود به مهربان ترین همبازی دنیا. صبر می کردیم وقت اذان از کوچهی ما رد شود و برود سمت مسجد تا ما گیرش بیاوریم و بگوییم: آقا! آقای محمد! با ما بازی می کنید؟ لبخند می زد؛ چه لبخندی! عبایش را آویزان می کرد به چینهی دیوار و بعد می ایستاد و چشمانش را ریز می کرد و تک تکمان را در سکوت و البته با لبخند زیرنظر می گرفت و ما از هیجان اتفاق بعدش خندهمان می گرفت و یک دفعه، می دوید سمتان و ما جیغ زنان فرار می کردیم و او دنبالمان. او برای همه پیام آور لبخند و شادی بود و ما بچهها این را خوب می فهمیدیم. حتی بیشتر از بزرگترهایمان. این شاید یک راز بود بین ما و او. شادی و شکرگزاری، لبخند و سپاسگزاری یک راز بود بین ما و او و این دنیا. رازی که بزرگتر هایمان خیلی وقت بود یادشان رفته بود. او هر روز از کوچهی ما رد می شد و ما به عشق بازی با او سر از پا نمی شناختیم. آقای لبخند بود آقای محمد! بین ما بچهها به این اسم معروف بود. #جعبک #بازی #بازی_با_کودک #خلاقیت #اسباب_بازی #کودک #مهربانی