madare.aram
دنبال کننده
67
پست
117
اینجا به دنبال حال خوب مادرانه ایم اول خودمون بعد بچه ها #کودک_متعادل #رویکرد_هوش_متعادل #استاد_سلطانی
پست های مشابه
madare.aram
به نام خدا سلام🌹🌹🌹 🌺پس تفکر اقتصادی از کودکی پایه گذاری میشه. در واقع بهتر بگیم از همون سیسمونی خریدن ما داریم به کودک آینده نشون میدیم که چیزهایی که واقعا نیاز داریم رو میخریم یا چیزهایی که هنجارهای جامعه به ما تحمیل میکنه؟ خود سیسمونی که میخریم داره پایه ی تفکر اقتصادی کودک ما رو میسازه. . 🌺استاد گفتن اینا رو نگفتیم که شما احساس گناه بگیرید. اصلا نیاز نیست یک دفعه روش زندگی خودتون رو تغییر بدید. فقط فکر کنید. . 🌺چرخش ناگهانی تعادل ذهنی رو به هم میریزه. به دنبال تغییر و تحول ناگهانی نباشید. فکر کنید گفت و گو کنید و برنامه ریزی کنید. اشتباه کنید ولی برگردید. بارها اشتباه میکنیم و برمی گردیم. . 🌺 هنجارها بسیار قوی هستن و ما نمیخواهیم مبارزه کنیم بلکه میخواهیم تلاش کنیم ذهنیت خودمان رابه ارامی تغییر دهیم تا ضلع کوچک ذوزنقه ذهنمان به سمت نیازهای مادی برگردد و ضلع بزرگ و نامحدود آن به سمت نیازهای معنوی ما جهت پیدا کند. ان شاالله. نظرات شما ارزشمنده برامون بنویسید #استاد_سلطانی #رویکرد_هوش_متعادل #کودک_متعادل #تفکر_اقتصادی #تربیت_اقتصادی #کودک #تربیت_صحیح_کودک #بینش_والدینی #هزینه_های_هنجاری #ولع_مصرف #مصرف_گرایی #مد #هزینه_های_خانواده #خانواده_پرهزینه #درامد_خانواده #پس_انداز #نیازهای_مادی #نیازهای_معنوی #جسم #روح #معنویت #نیاز_و_خواسته #جوان #درامد
20 اسفند 1399 08:28:55
37 بازدید
madare.aram
👇درباره ی سؤالات جنسی بچه ها: 🌺بچه ها سؤال های جنسی و مربوط به آن می پرسند، نظیر: من از کجا آمدم؟ به خصوص امروزه این گونه سؤال های بچه ها زیاد شده است. 🌺 بچه ها چی می بینند و چی می شنوند؟ صحنه های ماهوارها و تلویزیون کنجکاوی بچه ها را زیاد کرده، یک دلیل دیگر سؤال های زیاد بچه ها این است که ما از زندگی طبیعی دور شده ایم، بچه های قدیمی این مشکلات را نداشتند الآن هم بچه های روستا این مشکلات را ندارند چون از وقتی خودش را شناخته همه چیز را دیده و هیچ چیز برایش عجیب و غریب نیست ولی بچه های ما هیچ چیز ندیدند در نتیجه همه چیز برایشان ایجاد ابهام می کند. 🌺 وقتی کودک از شما سؤال می کند، بهم نریزید و هول نکنید، نظر خودش را بپرسید و ببینید که چه قدر می داند، بعد توضیحی که می خواهید بدهید در حد فهم کودک و ساده و کوتاه باشد. اصلا برای کودک توضیح اضافه ندهید. خیلی ساده و در حد فهم کودک صحبت کنید. به هیچ وجه دروغ نگویید. پاسخ بچه ها را با دروغ ندهید بلکه صحیح و ساده پاسخ بدهید. 🌺 مادری می گفت فرزندم از من پرسید که من کجا بودم، از کجا آمدم؟ من هم گفتم تو زیر مانتوی من بودی دکمه اش را باز کردم تو اومدی بیرون! می گفتند حالا هر خانمی که می بینه که شکمش بزرگه می ره مانتوشون رو باز کنه که نی نی داری بذار ببینم! به بچه ها دروغ نگویید. توضیح اضافه هم ندهید. 🌺اصولا در پاسخ به سؤال های بچه ها مواظب رفتار عاطفی خودتان باشید. به حالت های عاطفی خودتان در مقابل بچه ها آگاهی داشته باشید اگر از سؤال های جنسی آن ها بترسید، بلافاصله حس می کنند و این درک را پیدا می کنند که باز من یه سؤال نامربوط کردم و مامان به هم ریخت! در حالی که می توانیم خیلی خونسرد مثلا بگیم: نمی دونم بذار شب از بابا می پرسیم! اما هر وقت پاسخ گویی را به بعد موکول کردید، حتما برگردید به موضوع و به او جواب بدهید. 🌺وقتی کودک می پرسد: که من از کجا آمده ام، اولین کار شما این است که اول نظر خودش را بپرسید، «تو چی فکر می کنی؟»، تو توی شکم من بودی بعد دکتر باز کرد تو اومدی بیرون، آخه همه ی بچه ها باید یه مدت تو شکم ماماناشون باشن تا گنده بشن! نیایید توضیح بدید که حالا چه جوری باز کردن یک مادری به بچه اش گفته بود که شکم من رو از بالا تا پایین بریدن!!! بچه هم دچار عذاب وجدان شده بود که آخه مامان خیلی دردت اومد؟ من تو رو اذیت کردم؟ لازم نیست بگیم بریدن همین که بگیم باز کردن کافیه؛ و لازم نیست که تفاوت های زایمان طبیعی با سزارین را برای بچه توضیح بدیم؛ شکم منو باز کردن و تو اومدی بیرون همین. 👇ادامه در کامنت اول:👇
29 فروردین 1400 16:39:26
26 بازدید
madare.aram
به نام خدا سلام🌹🌹🌹 🌺دیگه باید با هوش معنوی خداحافظی کنیم... البته همه ی مباحث چرخه ی هوش ها در چرخه ی مهارت ها و چرخه ی ارزش ها کاربردی تر میشن. . . 🌺پس یه نگاه به هایلایت نمای کلی بندازین و البته همچنان همراه باشید و به دوستاتون معرفی کنید تا انرژی بیشتری بگیریم🙏 #استاد_سلطانی #هوش_معنوی #هوش_متعادل #نیاز_روان #نیاز_های_روان #امید #امید_باور #باور #ایمان #ایمان_و_امید #تربیت #تربیت_کودک #تربیت_خانواده #تربیت_نسل_سعادتمند #بینش #بینش_عمیق #حال_خوب #حال_بد #اریکسون #پیاژه #تهدید_فرصت #تهدید #فرصت #مراحل_رشد_شناختی #مراحل_رشد_کودک #مادر_آرام
13 آذر 1399 08:47:35
20 بازدید
madare.aram
برگرفته از صوت55 به نام خدا سلام🌹🌹🌹 🌺خب چهار احساس اصلی رو گفته بودیم و بیان احساس رو هم امروز با هم خوندیم. 🌺نکته اصلی اینه که چه در خودمون چه اطرافیان مثل همسر و... و چه بچه های عزیزمون نباید و نباید و نباید مانع بیان احساسشون بشیم. . 🌺دوست عزیزی وقتی مادرش فوت کرده بود میگفت از ترس همسرم نمیتونم گریه کنم چون متهم میشم به خیلی چیزا!! این خیلی بده.... یا گاهی به خودمون اجازه نمیدیم که دلتنگ باشیم یا غم داشته باشیم و بخوایم گریه کنیم... . 🌺بچه ها که دیگه هیچی تا یکم گریه میکنن یا عصبی میشن هی میگیم چرا گریه میکنی چرا چرا ... بابا اون خودشم نمیدونه چرا!😳 بچه ها که نمیتونن خوب بیان کنن ما باید کمکشون کنیم با درک احساس و اینا که استاد تو صوت های عبور از احساس مفصل توضیحش دادن و ان شاالله پست هاش رو از چهارشنبه شروع میکنیم. فعلا دوشنبه یه توضیحی درباره ی استفاده از احساس داریم. . 🌺دوستان خوبم برای هر پست سه ساعت وقت گذاشته میشه لطفا با لایک و کامنت و معرفی پیج به دیگران همراهی کنید😍🌹 #استاد_سلطانی #هوش_هیجانی #هوش_متعادل #رویکرد_هوش_متعادل #احساسات #بیان_احساسات #بیان_احساس #والدگری #فرزندپروری #تربیت_خانواده #تربیت_فرزند #گریه #اشک #عبور_از_احساس #نوشتن_احساس #مادر_آرام
06 دی 1399 08:34:12
61 بازدید
madare.aram
برگرفته از صوت56 به نام خدا سلام🌹🌹🌹 استفاده از احساس بعدها بیشتر گفته میشه. دوستان خوبم امروز پست رو در این ساعت منتشر کردم خوبه به نظرتون یا برگردیم همون طرف ظهر حدود ساعت دوازده تا یک؟ #استاد_سلطانی #هوش_متعادل #هوش_هیجانی #رویکرد_هوش_متعادل #کودک_متعادل #تربیت_کودک #تربیت_خانواده #بینش_عمیق #تهدید_فرصت #احساسات #غم #خشم #نگرانی #روانشناسی #دانش_والدینی #استفاده_از_احساسات #مادر_آرام
08 دی 1399 14:08:30
57 بازدید
madare.aram
به نام خدا سلام🌹🌹🌹 🌺بچه ها تو بازی هاشون هماهنگی شادی درون و بیرون رو تمرین می کنند. . . 🌺وقتی میگیم بازی های خودجوش کودکانه یعنی وقتی بچه خودش یک بازی رو شروع میکنه و مشغوله اونجا نباید تمرکزش رو به هم بزنیم و اجازه بدیم با دنیای درون خودش ارتباط برقرار کنه. . . 🌺ما برای زیر شش سال به جای بازی های آموزشی، محیط رو غنی میکنیم؛ تا کودک خودش به کشف برسه و ذهن فعال براش ایجاد بشه. . . 🌺 دیدید گاهی والدین به زور میخوان بازی رو ببرن به سمت یاد دادن چیزی و بچه ها دیگه اون شور و شوق و حس و حال بازی رو از دست میدن... . . 🌺یا وقتی که جلوه گری میاد تو بازی مثل عکس گرفتن هایی که کودک رو درگیرش میکنن یا پر رنگ کردن برد و باخت و بزرگ کردن برنده شدن... . . 🌺برای هماهنگی شادی درون و بیرون این نکات رو رعایت کنیم و البته یک تمرین خوب هم انجام بدیم و مزرعه ی سبز کوچکی تو خونمون ایجاد کنیم😍 #استاد_سلطانی #هوش_معنوی #هوش_متعادل #شادی #شادی_مخرب #شادی_درون #فطرت #فطرت_و_غریزه #تربیت #تربیت_کودک #تربیت_خانواده #تربیت_نسل_سعادتمند #برنده_بازنده #برد_باخت #گلکاری_در_خانه #بازی #بازی_و_شادی #مادر_آرام
10 آذر 1399 09:10:33
14 بازدید
0
2
یا رازق الطفل الصغیر محرم سال هشتادوشش بود. سیزده ساله بودم و در اوج نوجوانی... هیئت که میرفتیم احساس میکردم برای اولین بار حرارتی در قلبم احساس میکنم. سال های قبل خیلی این چیزها سرم نمیشد! چند روز اول دهه گذشت و بغض هر شب بیشتر به گلویم چنگ میزد تا اینکه شب علی اصغر رسید... مداح گفت شاعری که میخواست گمنام بماند شعری سروده و به دستش رسانده و شروع به خواندن کرد: لختی بیا به سایه ی این نخل ها رباب! سخت است ماندن این همه در زیر آفتاب... خود را میان دشت بلا جا گذاشتی... باشد شما که به کوفه دعوت نداشتی... با همین مطلع بغضم شکفته شد. من طعم مادری را نچشیده بودم ولی با همان احساسات ناب نوجوانی ام میتوانستم تصور کنم مادری را که جریان شیر را احساس میکند اما طفل شش ماهه اش.... خاک بر دهانم! بگذریم. ابیات بعدی روز عاشورا را به تصویر می کشید: سیر عطش به خیمه تان پرشتاب شد... آوای کودکان حرم آب آب شد... هاجر به سعی خیمه به خیمه نکن شتاب! پایان پذیر نیست تماشای این سراب... به به ز همتی که به احساس زنده شد مشکی که با سقایت عباس زنده شد چشمی به غیر خیمه نمی دید در مسیر اما امان ز هجمه ی این بوسه های تیر... دشت از حضور فاطمه لبریز ناله شد داغ عمو به داغ عطش ها اضافه شد... این گریه های بی قد کودک برای چیست؟ این گریه ها که گریه ی قحطی آب نیست....! گهواره کوچک است به شش ماهه ات رباب! بشکن قفس که بال زند به سمت آفتاب... با هر نگاه قدرت گفت و شنفت داشت آری براش ماندن در خیمه افت داشت! ای وای طفل مشک اباالفضل تیر خورد... با بوسه ی سه شعبه عجب شیر خورد... مداح سکوت کرد تا فریاد مادرانه ی خانم ها فرو بنشیند. بعد از چند لحظه با صدایی آرام زمزمه کرد: بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی! فکر کن اصلا کودک نداشتی! گریه نکن رباب تا عصر نزدیک می شود... این گریه ها که برای تو اصغر نمی شود.... و با این پایان آتش زد به جان همه! آن شب گذشت. و حالا من مادری بیست و هشت ساله هستم. دخترکم بیست ماهه است. از یک ماه پیش از شیر گرفتنش را آغاز کرده بودیم... روزهای سختی پشت سر گذاشتیم تا آهسته آهسته به کم کردن وعده های شیر عادت کند. اما امان از شب ها... یک هفته بود که آن سه چهار بار شیر خوردن های شبانه اش را قطع کرده بودیم و در کل این یک هفته یک شب خواب آرام نداشت... جیغ و گریه و قهر...تا امشب. دخترکم امشب راحت خوابید... میدانید؟ همزمانی بعضی اتفاق ها آتش به جان آدم می زند...!! #شب_علىاصغر #راحت_بخواب_مادر پی نوشت. شنیدن بعضی روضه ها برای مادران سخت است! شما را به خدا روضه ی مکشوفه نخوانید....