chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
💡 هر بار در راه چیزهای متفاوتی را میبینیم. این بار یکی از کسانی را دیدیم که مراقب سلامت درختان شهر بود. دیدیم که درخت را رنگ میکند... پرسیدیم رنگ میکنید؟ گفت "خیر سم میزنم." پرسیدیم برای چه ؟ گفت "آفتشان سوسک های سیاه کوچک هستند." پرسیدیم چرا به همه نمیزنید ؟ ایشان گفت "فقط به درختان نارون میزنم" پس از آن در راه سعی میکردیم درختان نارون را از طریق برگ ها و شاخه ها و تنه هایشان تشخیص دهیم... #همه_جا_کلاس_درس_است #کلاس_دومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها
09 اردیبهشت 1398 08:38:57
0 بازدید
chamran_kids
✏ چند روز پیش، در مدرسهی چمران، مشاوره گروهی داشتیم. موضوع جلسه دیدن ویژگیهای مثبت بچه هایمان بود. کلی لبخند داشتیم مبنی بر اینکه اصلا به ویژگیهای مثبت بچه ها، فکر نکرده بودیم. بعد از فکر کردنهای زیاد، بالاخره داوطلب پیدا شد برای گفتن مثبتها. و لابه لای ویژگیهای مثبت، مرتب گریز زده میشد به ویژگیهای منفی بچه ها و همه بابت اینکه انگار ویژگی مثبت بدون گفتن منفی، حلال نمیشود می خندیدیم. و نتیجه فکرها، کلی حرفهای خوب بود که هیچ وقت به چشم ویژگیهای مثبت و نعمت به آن نگاه نمی کردیم. پسر من خوب غذا میخورد. پسر من به میوه خوردن علاقه دارد. دختر من مهمان را دوست دارد. پسر من دوست دارد آواز بخواند. دختر من زود شعرها را حفظ می کند. پسر من خیلی خوب از خودش دفاع می کند. دختر من به جزئیات توجه می کند و متوجه تغییرات کوچک منزل هم میشود. پسر من کتاب دوست دارد. شما چه ویژگی مثبت در کودکتان می بینید؟ و چه کار می کنید که این ویژگیهای مثبت ماندگار شود؟ #راهچه #مشاوره_گروهی #مشاوره #تربیت #کودک #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
19 آذر 1398 17:27:22
0 بازدید
chamran_kids
روایت دلتنگی...🙃🤔⬇️ . سال های قبل از کرونا، به شهریور که می رسیدیم برنامه ریزی درسی بچه ها تموم شده بود، لیست اسامی و عکس های قشنگشون رو از روابط عمومی تحویل میگرفتیم، دیگه ابزارهای کلاس ها رسیده بودند تا سر جاشون مرتب و منظم قرار بگیرن، هر کدوم از بچه ها یه جعبه ی مخصوص ابزار داشتن، ما هم عکس هاشون رو روی جعبه ها میچسبوندیم تا جعبه های اختصاصی خودشون رو بشناسن😊 . عطر پرده های شسته شده و تمیز تو کلاس میپیچید، در و دیوار کلاس ها پر بود از شوق حضور بچه ها....😇 از اونجایی که دخترها عاشق خاله بازی بودن، یه قسمت از کلاس مخصوص وسایل خاله بازی شون بود، فکر همه چیز رو کرده بودیم و آماده بودیم تا وجود پاک و صمیمی شون به مدرسه، زندگی دوباره ببخشه...😍 . راستش رو بخواید، ما قبلا ساعت های بیشتری رو در مدرسه می موندیم تا همه جا آماده ی آماده باشه، لاستیک های رنگی رنگی حیاط، کتاب های درسی که برای هر کدومشون یه برنامه ی ویژه داشتیم و قرار بود بچه ها رو حسابی غافلگیر کنند و کلی جلسه های پشت سرهم برای برنامه ی اولین روز حضور بچه ها .... 😌 . اما حالا.... . شهریور ۱۴۰۰ شده... خبری از عکس های چاپ شده ی بچه ها نیست، بیشتر از یکساله که خونه شنی خالیه، صدای خنده های از ته دل بچه ها، تو حیاط شنیده نمیشه...😔 . ما لیست ابزار بسته ی پاییز رو به واحد اجرایی تحویل دادیم، ولی دیگه نیازی به تحویل گرفتن وسایل خاله بازی از انبار نیست...😢 . درسته که همچنان بیشتر از بقیه ی روزهای سال درتکاپوییم که لحظه های دوست داشتنی رو برای بچه ها رقم بزنیم، جلسه های پی در پی و کلی هماهنگی و پیگیری داریم، اما دیگه خبری از چیدن کلاس ها نیست.... این روزها، کلاس ما، اینجاست👇🏻 صفحه ی شیشه ای لپ تاپ -اسکای روم....:) . پ.ن: عکس ها یه گوشه از خاطرات سالهای قبل هستن که حسابی انتظار بچه هارو میکشن تا دوباره جون بگیرن و قشنگ تر ساخته بشن❤ . ✅شما هم اینجا برامون از دلتنگی هاتون، کامنت کنید 👇🏻😊🙃 . #مدرسه#آموزش_مجازی #کلاس_آنلاین #کلاس_حضوری#درس#خاطرات_چمرانی #دلتنگ_مدرسه #چمرانی_ها #معلم_چمرانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #دانش_آموز #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
03 شهریور 1400 13:59:05
0 بازدید
chamran_kids
. پروژه هنر این هفته مون، رنگ و بوی فاطمیه داشت. دخترهای کلاس اولی و دومی، تابلوهای یا فاطمه ساختند؛ با کمک رنگ و انگشت. سردرهاشون رو به دیوار خونههاشون وصل کردند. دخترهای کلاس دومی و سومی هم کتیبه های رنگی ساختند با کمک طلق و مقوا. پ ن.شما برای ایام فاطمیه چه کاری انجام دادین؟ . ⭕میتونین این پست رو سیو کنید امروز و یا روزهای بعدی، انجامش بدین.🤗 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها#دختران_چمرانی #پروژه_نقاشی_یا_فاطمه(س) #الحمدلله_که_مادرمی🖤 #شهادت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
28 دی 1399 15:45:38
0 بازدید
chamran_kids
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران
04 خرداد 1399 22:04:31
0 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 بچه های مدرسه شهیدچمران دو هفته ای است مشغول پروژه های دهه فجر هستند. تمام تلاششان را کردن تا این ایام هم به خودشان هم به بقیه خوش بگذره. صادقانه تعداد زیادی لقمه نذری و کاسه آش بین همسایه ها پخش کردن، تمام مدرسه را تزیین کردند و به مکانهای انقلابی که در توانشان بود سر زدند. امروز یکی مانده به آخرین تلاششان را کردند، درست کردن پرچم های دست ساز و رنگی و فردا آخرین کارشان را خواهند کرد- رفتن به راهپیمایی در این مدت سرخوش و پاک بدون توجه به کم و کاستی های جامعه کار کردند آنقدری که وسعشان می رسید اینها نسل نمیدانم چندم بعد از انقلاب هستن. خودشان که هیچ، پدر و مادرهایشان هم انقلاب و برخی حتی جنگ راهم درک نکرده اند و همچنان امیدوارند و وفادار... کاش از بچه ها امیدواری را یاد بگیریم و البته تلاش را... تلاشی هر چند کوچک ولی ماندگار... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها
21 بهمن 1397 14:56:24
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
خیلیهامون برای بچه ها دنبال مهد میگردیم. مهدی که یک سری از معیارها رو داشته و یک سری رو نداشته باشه. ✔️این به خودی خود اصلا بد نیست ولی بعضی موقعها میشه یه جور متفاوت تری فکر کرد و اون فکرای عجیب رو عملی کرد. 🏘️مهد و مدرسه ی خونگی سالهاست که به عنوان یکی از گزینه ها مطرح شده. ما اینجا تمرکزمون روی مهدهای خونگیه و درباره ی این مدل مدرسه ها حرف بسیاره. 💡 اگر خودمون استعداد خوبی داریم یا چند تا دوست داریم که پایه هستن میشه یک برنامه ی سبک بچینیم و کارا رو بین خودمون تقسیم کنیم.اینطوری هم بهمون فشار نمیاد و هم از تواناییهامون بهترین استفاده رو کردیم. #مهد#مهد_کودک_مناسب#مهد_خانگی #مهد_کودک_خانگی#مهد_خوب