chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🍚 همیشه نباید برای بازی بچه ها دنبال اسباب های گران قیمت و آنچنانی باشیم. ابزار های ساده ای مثل آرد، گل و خمیر می توانند ساعت ها یک کودک را سرگرم کنند. پ.ن: خبر دارید که کارگاه های مادر و کودک چمرانی ها دوباره راه افتاده؟ اولین کارگاه، کارگاه آرد بازی بود که دیروز برگزار شد. منتظر کارگاه های بعدی باشید😊 #کاچی #کارگاه_های_چمرانی #کارگاه_مادر_کودک #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
26 خرداد 1398 04:40:13
0 بازدید
chamran_kids
روزگاری که خیلی راحت میتوانستیم بچهها را به نزدیکترین مدرسه به محل زندگیمان بفرستیم، گذشته! حالا با اینکه مدارس و رویکردهای آموزشی تنوع خیلی زیادی دارند اما در عمل میبینیم که خانوادهها برای انتخاب مدرسه مشغولیتهای ذهنی بسیار زیادی پیدا کردهاند و انتخاب مدرسه خیلی سختتر از قبل شده. چند نکته را که باتوجهبه دیدگاه خانوادهها برای انتخاب مدرسه نوشتهایم، دنبال کنید. 🔻نگفته پیداست که حضور معلم، مدیر و معاون در شکلگیری سرنوشت و زندگی آیندهی دانشآموزان همیشه تاثیر بسیار زیادی داشته است. خوب است به این نکته توجه کافی داشته باشیم و شناختی هرچند محدود از کارکنان مدرسه داشته باشیم. 🔻مدلهای آموزشی مدارس: خوب است قبل از انتخاب مدرسه با این مدلها آشنا شویم و تصمیم بگیریم که میخواهیم کدام یک را انتخاب کنیم و بر اساس آن مدرسه خود را گزینش کنیم. 🔻نقش خانوادهها: شاید در نگاه اول به چشممان نیاید که خانوادهها چقدر میتوانند در بهبود روند مدرسه موثر باشند. تقریباً مدرسههایی که خانوادهها نقش زیادی در آن ندارند، دچار یکنواختی و روزمرگیهای اجرایی و تدریس خواهند شد و این موضوع کیفیت کار آنها را بهشدت پایین میآورد. 🔻تناسب تعداد دانشآموزان در کلاس و فضای فیزیکی و امکانات: اگر برای تعداد زیاد دانشآموزان در یک کلاس تمهید خاصی اندیشیده نشود، مثلاً حضور یک کمک مربی، قطعا کیفیت کار آموزش پایین میآید؛ چون معمولاً در کلاسهای شلوغ، دانشآموزانی که ساکتتر هستند و ابراز کمتری دارند کمتر به آنها بها داده میشود و در شلوغی جمعیت کلاس به آنها توجه کمتری میشود. 🔻شاید شما هم طرفدار این نظریه باشید که هرچه سن معلمها بالاتر باشد آنها باتجربهتر هستند، اما نکته مهم این است که میانگین سنی معلمها در نوع فعالیتهایشان مهم و اثرگذار است؛ البته در این موضوع، ارزش و تجربه معلمان سنین بالا را هم نادیده نباید گرفت. 🔻دور بودن یا نزدیک بودن مدرسه: معمولا مسیرهای بسیار دور، زمان زیادی را از دانشآموز میگیرد و ممکن است باعث دلسردی و کمشدن انگیزهی دانشآموز میشود. خوب است همهی ما گزینههای اولویتدارمان را برای انتخاب مدرسه لیست کنیم و برمبنای آن فرایند انتخاب مدرسه را برای خودمان راحتتر کنیم.
09 اردیبهشت 1399 12:15:06
0 بازدید
chamran_kids
املای قطاری؛ مگه داریم؟🤩🤔 . قطار قطار، یه فعالیت ساده و جالب درسی هست که میتونید برای تثبیت حروف الفبا ازش استفاده کنید؛ چه طوری؟👇🏻 . ✔فقط کافیه بچه ها پشت سر هم قطار بشن، اونوقت فرد جلویی یک کلمه با حرف مورد نظر میگه و نفر پشتی باید نقاشی اون رو بکشه و به همین ترتیب تا آخر قطار ادامه پیدا میکنه😊 . ✅تو این فیلم هم دخترهای کلاس اولی چمران با خاله شون املای قطاری داشتن تا حرف آ براشون تثبیت بشه! 😇 . 🟢این فعالیت درسی علاوه بر اینکه باعث میشه بچه ها فکر کنند و بارش لغات رو تجربه کنند، به مرور کمک میکنه تا با تکرار و تمرین، اون نشانه خاص ملکه ذهنشون بشه😎 . ⁉️شما چه راه های دیگه ای برای تثبیت حروف الفبا در زنگ فارسی سراغ دارید؟🤔 برامون کامنت کنید👇🏻 . #فارسی #فارسی_اول_دبستان #کلاس_اول #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #خلاقیت #املاء #بازی_فارسی #کلاس_اولی_ها
04 آذر 1400 12:37:12
0 بازدید
chamran_kids
🌟 بازی و قصه همیشه لذت بخش ترین کار دنیا برای بچه هاست. پس می تونیم خیلی مسائل رو با بازی و قصه برای بچه ها لذت بخش کنیم. بچه های ادبستان یک ساعت در هفته، تدبر در قرآن دارند. باهم قرآن می خونند. عمو برای بچه ها یک قصه می گوید و بعد باهم بازی می کنند... مثل قصه ی اجازه ی گرفتن و بازی اجازه گرفتن... ... یک سری موجودات از تاریکی استفاده کردند و خورشید را دزدیدند. اما آدم ها تصمیم گرفتند مبارزه کنند و زمین را روشن کنند. اما دوباره همه جا تاریک شد. این بار یک اتفاقی افتاد. یک آدم خیلی خوبی گفت: ما می تونیم برای جبران کارهای اشتباه مان، یک جمله ی سحر آمیز بگیم: ببخشید. شما هاهم اگه این جمله رو بگین این دشمنا یواش یواش ضعیف میشن. همه خوشحال شدند. جوری شده بود که وقتی بچه ها باهم دعوا می کردن، سریع میگفتند ببخشید و همه چیز حل می شد. گذشت و گذشت تا اینکه اون موجودات متوجه این جمله ی سحر آمیز شدند. هی بچه ها باهم دعواشون می شد دیگه کسی ببخشید نمی گفت. موجودات تاریکی خیلی خوشحال بودن، که نقششون گرفته. و ... #قرآن #طرح_درس #کلاس_دومی_ها #قرآن_برای_کودکان #هفت_سال_دوم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران
25 دی 1397 10:13:43
0 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 دهه فجر شروع شده، این روزها فرصت خوبیه که هویت ملی رو برای بچه ها مطرح کنیم. کاری کنیم که بچه ها به ایرانی بودن شون افتخار کنند. چه جوری؟ چه کارهایی میشه کرد؟ اول این صوت رو گوش بدین و راه هایی که خودتون تجربه کردین یا فکر میکنین جواب میده رو برامون این پایین بنویسین. #هویت_ملی #ایران #هویت_سازی #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #هویت #تربیت_کودک #ایرانی_ام #چمرانی_ها #انقلاب_اسلامی #جشن_تولد_انقلاب
12 بهمن 1399 17:43:17
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری
28 تیر 1399 18:32:34
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
. دیروز که خبر رو شنیدم، پرت شدم تو ۹ سالگی و دوباره شیرینی خاطراتی که آقای راستگو برام ساخته بودند، مرور شد. . برای جشن عبادت تو مدرسه مون حسابی ذوق و شوق داشتم. چادرهامون رو سر کردیم و تو نماز خونه نشستیم. یهو دیدیم عمو راستگو اومد تو. خیلی خوشحال شدیم.🙃 . عه این همونه که تو تلویزیونه! همون که با بچهها مهربونه! همون که با دوتا دستش بسم الله مینویسه! . آخه چندبار تو تلویزیون دیده بودیمش. برامون حرف زد، بازی کرد، معما گفت... کلی خندیدیم و یه خاطرهی خوب از جشن عبادت تو ذهنم موند. . با خودم فکر کردم چقدر بازی کردن و ارتباط با بچه ها اونم به زبون خودشون میتونه تو نگاه مون به دین موثر باشه که حتی بعد بیست سال، حس خوبش برام موندگار شده.😇 . خدا رحمتت کند عموی مهربان بچه های دهه شصت و هفتاد...🖤 . #عمو_راستگوی_تلویزیون #حاج_آقا_راستگو #عمو_راستگوی_بچه_ها #عمو_راستگو #خاطرات_کودکی #بچه_های_دهه_شصت#دختران_دهه_شصتی