پست های مشابه

chamran_kids

🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر ‌ 🎊 ساختن یک خاطره ی خوب در ذهن بچه ها، به همت و تلاش شما، نیاز داره. 🤔برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

20 مرداد 1398 07:54:21

0 بازدید

chamran_kids

سلام چمرانی های عزیز! این فیلم یک پیام تبریک هست از طرف همه‌ی عموهای چمرانی😊👆🏻 . عیدتون مبارک 🎉💐 امیدواریم که امسال براتون سالی پر از خیر و پر برکت باشه🤗 . ممنون که یک سال قشنگ دیگه کنار ما بودین🌹😍 . #عید_نوروز #چمرانی_ها #معلم_های_چمرانی #عیدانه#عیدتون_مبارک❤ #سال_نو_مبارک 🌸 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #یا_مقلب_القلوب_و_الابصار#۱۴۰۰

30 اسفند 1399 18:08:05

0 بازدید

chamran_kids

💰 مهارت های اقتصادی را می توان از سنین دبستان برای بچه ها مطرح کرد. ‌ در ادبستان پسرانه، هر چندماه یکبار، بازارچه داریم. پسرها دست سازه های خودشان را به پول چمرانی به پدرها و مادرها می فروشند. با چمرانی هایی که به دست می آید چه می کنند؟ چمرانی ها را به تومان تبدیل می کنند. ‌ کلاس سومی‌ها بخشی از پول شان که از درآمد بازارچه در صندوق کلاسشان بود را برداشتند. هر نفر ۵ هزار تومان...اما چه چیزی بخریم ؟ هر کس نظری داد. نظریه اول این بود که پول هر کس را به خودش بدهیم...اما رد شد: با ۵ هزارتومان نمیتوان چیز زیادی خرید ولی با ۷۰ هزار تومان میشود چیز مفیدی برای همه خرید! ‌ با مترو به بازار رفتند. گروه اول تصمیم گرفتند هر کس برای خودش یک دفترچه و خودکار بخرد. گروه دوم تصمیم گرفتند خرید جمعی برای کلاس کنند. پس از گذر از مغازه های مختلف لوازم التحریر، به مغازه فروش لوازم دوخت و دوز رسیدند. ۴ نمد در رنگ های مختلف، تعدادی زیپ و یک بازی فکری برای کل کلاس خریدند. مربی: صادق رضوی ‌ #کلاس_سومی_ها #طرح_درس #تربیت_اقتصادی #کودک #تربیت #مهارت #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

23 آذر 1398 17:48:06

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 سلام بر نور ... که سایه ها را ساخت و ... همسایه ها را . اولین خاطره ام از انقلاب بر می گردد به راهپیمایی ای که با مادربزرگم رفتم. (خدا رحتمش کند) سوار یک اتوبوس قدیمی بنز شدیم. از در عقب وارد شدیم. همه با هم می گفتند و می خندیدند و شعار می دادند. من در همان عالم بچگی فکر می کردم همه ی این ها همسایه ی مادربزرگم هستند. مادربزرگم برایم یک عروسک گرفت، پر از نقل و یک بادکنک. در راهپیمایی کلی آشنا دیدیم. از آن به بعد همیشه فکر می کردم راهپیمایی جاییست که همسایه ها را می بینیم. همه خوشحالند. همه می آیند. چندسالیست که خدا توفیق داده با بهترین همسایه هایمان در چمران راهپیمایی می رویم. انشالله همیشه همسایه بمانیم. همیشه این راهپیمایی که مسیر همسایگی را برای ما هموار کرده است، پابرجا بماند. ‌ و فرزندانمان این مسیر را ادامه دهند، برای ساخت ایران آباد و پر امید؛ ان‌شاءالله... ‌ #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #راهپیمایی #۲۲_بهمن #جشن_تولد_انقلاب #انقلاب_برای_کودکان #کودک #کودک_ایرانی #هویت_ملی #ایرانی #چمرانی_ها

22 بهمن 1398 19:30:38

0 بازدید

chamran_kids

🏴 از ابتداى محرم همراه سربازان كوچك حسين، براى به جاماندن خاطره اى شيرين در ذهن کودکان تلاش كرديم . ‌ محرم امسال نه تنها براى مظلوميت و غربت امام حسين (ع) اشك ريختيم، بلکه با سربازان كوچكش همراه و هم بازى شديم و دل هاى كوچكشان را به یاد كودكان كربلا شاد كرديم . ‌ نزدیک به بیست و چند روز با هم از راه و رسم بازى با کودکان و هيئت كودك و تربیت نسل حسینی گفتيم. ‌ 🎒 و اين روزها به عشق رساندن سلام و ارادت خود به امام حسين (ع) لحظه شمارى مى كنيم وكوله بار سفر #اربعین مى بنديم . اين بار مى خواهيم خاطره ای شيرين از سفر اربعين، در ذهن كودكانمان حك كنيم. ‌ *با سربازان كوچك حسين براى رساندن سلام خود به امام حسين(ع) قدم بر جاده مى گذاريم...* ‌ ⏳ #روز_شمار اربعین 👈🏻 ۲۱ روز مانده ‌ #سرباز_حسینم #پیاده_روی_اربعین #کودک

06 مهر 1398 16:27:48

1 بازدید

chamran_kids

این ۳ تا آزمایش ذره بینی رو حتما با بچه ها انجام بدید🤩😎⬆️ . در این فیلم ۳ تا آزمایش جالب و هیجان انگیز درس علوم کلاس پنجم رو براتون گفتیم که بچه ها با خاله شون انجام دادند و حسابی لذت بردند🤗⬇️ . ✅ آزمایش اول و سوم به ترتیب ترکوندن بادکنک و سوزوندن پلاستیک با نور آفتاب و ذره بین هست که روز اردوی حضوری و درپارک باهم تجربه کردند😍 . ✅دومین فیلم، تردستی یکی از دخترهای عزیز کلاس پنجمی هست که با قصه ی خلاقانه خودش آزمایش علوم رو برای معلم و دوستانش انجام داده😊 . پ.ن: چیزی که در آزمایش های علوم خیلی اهمیت داره اینه که به بچه ها فرصت تجربه و آزمایش بدیم تا خودشون نتایج و قوانین علمی رو کشف کنند 🧐 . ❗❗❗شما هم حتما با بچه ها یا دانش آموزان کلاس پنجمی تون انجام بدید و نتیجه رو برامون کامنت کنید👇🏻😇 . 🔴این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که می‌شناسید بفرستید😉 . #آزمایش_علمی #علوم_دبستان #علوم_پنجم_دبستان #پنجم_دبستان #درس #آموزش_پروژه_محور #آموزش_علوم#تجربه#کشف#آزمایش #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

24 مهر 1400 14:24:35

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن