chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
💡 دغدغه ی اصلی در طراحی مدرسه چمرانی ها، یک مجموعه ی پژوهشی بود که تمامی دغدغه ها و آرمان ها درون آن تجربه شود. قطعا این مدل انعطاف این را دارد که در یک روستا بدون هزینه اجرا شود، ولی مدل ایده آل نباید صرفا در همان حد باشد. این مدل باید آن قدر قابلیت داشته باشد که در اروپا و آمریکا هم اجرا شود. بنابراین نباید دید این باشد که هدف ما مدرسه ی خوب زدن بوده است، هدف ما طراحی الگوی مدرسه ی خوب است، قطعا هزینه ی طراحی و پژوهش خیلی بیشتر از یک مدل است. خانواده هایی هم که در این فضا مشارکت می کنند، از ابتدا توجیه می شوند که شما در جریان مدلسازی شریک هستید و صرفا دیدتان این نباشد که فرزندتان را یک مدرسه ی خوب نوشته اید. خانواده هایی که در چمران هستند از همه قشری هستند. اما اولویتشان این است که برای تحول در تربیت کشورشان باید جهاد کنند با مالشان و فرزندشان. شما برای تحول نظام آموزشی، چه قدمی برداشتین؟ #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
20 خرداد 1398 05:40:18
0 بازدید
chamran_kids
🔍 تا چه اندازه می توان به بچه ها آزادی داد؟ آزادی هم حد و مرز دارد. مثلا کودکی که میخواهد از یک ارتفاع خیلی زیاد بپرد. یا کودکی که می خواهد در هوای سرد آب بازی کند. اما مهم تر از حد و مرز آزادی، هنر محدود کردن است. می توانیم فقط با فریاد و سرزنش کودک را از پریدن محروم کنیم. می توانیم یک تشک یا چند بالشت بگذاریم، دست او را بگیریم و در تجربه های جدید، کنارش باشیم. *انتخاب با شماست* دختر های پنج ساله، این هفته یک تجربه آرد بازی داشتند. برای بازی راحت تر بچه ها، فرش ها را جمع کردیم و یک نایلون متری بزرگ انداختیم. هم بچه ها بازی کردند و هم خیلی محیط بهم ریخته نشد. مربی: حدیثه ملکی، الهام قدمیاری دوست دارید در مورد آزادی و حد و مرزهاش بیشتر بدونید؟ #پنج_ساله_ها #بازی #آرد_بازی #دست_ورزی #آزادی #آزادی_کودکان #حد_و_مرز_آزادی #تربیت #حسینیه_کودک_شهید_چمران
11 دی 1398 17:05:37
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری
28 تیر 1399 18:32:34
0 بازدید
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهادی برای بزرگتر ها ✅ * می تونیم یه عیدی متفاوت بدیم* 👇 🌸می تونیم برای عید غدیر، به جای شربت و شیرینی، یه گلدون کوچیک یا یه شاخه گل هدیه بدیم. 🌱می تونیم با بچه ها به بازار گل بریم و چندتا گلدون کوچیک تهیه کنیم. 🏡 می تونیم از گل هایی که تو خونه داریم، چند شاخه ببریم و قلمه ها رو به دیگران هدیه بدیم. 🌷می تونیم کارت هایی برای عید غدیر درست کنیم و اونو به گلدون ها وصل کنیم. ✅ همه ی این کار ها، بهانه ای برای شاد بودن در روز عید غدیر، و ساختن یک خاطره خوب در ذهن بچه هاست. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #به_عشق_علی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
27 مرداد 1398 17:30:15
0 بازدید
chamran_kids
خیلیهامون برای بچه ها دنبال مهد میگردیم. مهدی که یک سری از معیارها رو داشته و یک سری رو نداشته باشه. ✔️این به خودی خود اصلا بد نیست ولی بعضی موقعها میشه یه جور متفاوت تری فکر کرد و اون فکرای عجیب رو عملی کرد. 🏘️مهد و مدرسه ی خونگی سالهاست که به عنوان یکی از گزینه ها مطرح شده. ما اینجا تمرکزمون روی مهدهای خونگیه و درباره ی این مدل مدرسه ها حرف بسیاره. 💡 اگر خودمون استعداد خوبی داریم یا چند تا دوست داریم که پایه هستن میشه یک برنامه ی سبک بچینیم و کارا رو بین خودمون تقسیم کنیم.اینطوری هم بهمون فشار نمیاد و هم از تواناییهامون بهترین استفاده رو کردیم. #مهد#مهد_کودک_مناسب#مهد_خانگی #مهد_کودک_خانگی#مهد_خوب
17 تیر 1400 06:51:16
3 بازدید
chamran_kids
. با بازی فارسی هم میشه هیجان و انرژی بچه ها رو تخلیه کرد؟🤔 . تو ادبستان دخترانه یه بازی فارسی هیجانی داریم:👇 . 🔷️جدول کلمه: برای این بازی فقط به چسب کاغذی و ۶ متر موکت یا فرش نیاز داریم! روی زمین با چسب، جدولی با خونه های بزرگ کشیدیم و توی هر خونه کلمات و حروف مختلف رو نوشتیم. یه نفر، راه رو نشون میده، مثلا میگه: سه تا خونه برو بالا. وقتی به خونه سوم رسید، اگه کلمه بود باید اونو بخونه یا باهاش جمله بسازه. . 🔹️اگه حرف بود باید سه کلمه بگه که اون حرف توش باشه. . 🔹️اگه جواب سوال رو درست گفت، نوبت اون میشه که راه رو به دوست بعدیش بگه که کجا بره. . 🔹️اگرم اشتباه گفت، برمیگرده سر جای قبلیش. بازی رو یاد گرفتین؟ همین الان بلند شین و این بازی رو با بچه ها انجام بدین.🤗 برای دوستاتونم بفرستین🙃 #بازی_فارسی #درس_فارسی #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
23 مرداد 1399 15:55:25
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🤺 هیچ کس با داد و فریاد و امر و نهی، منظم نشده...باید درونی شود! چگونه؟ کلاس سومی ها در یک نبردِ بزرگ علیهِ دشمنی بهنام بینظمی و کثیفی شرکت کردند. در این نبرد میتوانستند از سلاحهای گوناگونی استفاده کنند. مثلاً جاروی دستی، خاکانداز، دستِ خالی و... . عمو نقشهی میدانِ جنگ را روی تخته کشیده بود. معلوم بود، که هرکس باید در کدام قسمت بجنگد و بینظمی را شکست دهد. نگاهی به میدان جنگ انداختند و محدودهیِ خودشان را پیدا کردند. اسلحهی خودشان را برداشتند و به دشمن حمله کردند و موفّق شدند دشمن را شکست دهند. این پیروزی را به همهی سربازان دلاور، مسئولیتپذیر و نظمپذیرِ کلاسسومی تبریک میگوییم. #نظم #طرح_درس #کلاس_سومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران