chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🌱 🌱بهارتون مباررررک... سفره هفت سین به سبک دخترهای کلاس دومی... #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
01 فروردین 1398 09:36:53
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری
28 تیر 1399 18:32:34
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت ششم . تابستان پنجم/کاوه آهنگر . پدربزرگم، خدا رحمتش کند، یک مغازه چراغسازی داشت. چند سال تابستان برای شاگردی به مغازهاش رفتیم. ساعت 6صبح میرفتیم شوش و 6 عصر برمیگشتیم. اوایل که بچه بودیم، کار کردن برایمان بیشتر بازی بود. ولی بزرگتر که شدیم، کارمان سنگین شد. یادم است اولین املت زندگیام را در مغازه بابا حاجی پختم. تا مدتها در خانه برای بقیه املت میپختم. اره کردن آهن، جوشکاری، تراشکاری و کار با دریل میزی را هم در نوجوانی تجربه کردم. بعد از کنکور، یک مدت رفتم مغازه پدربزرگم. همان روزهای اول مرا با شاگردش به یک بلورفروشی فرستاد و گفت کل این مغازه را ویترین بزنید. از بس اره کردم، تمام دستم تاولزده بود. بدتر از آن جوشکاری بدون ماسک بود که باعث شد تمام شب از چشمدرد نخوابم. چند سال بعد که در دانشگاه تهران دانشجو شده بودم، به بچههای رشته مکانیک تئاتر درس میدادم. یک مسابقه ماشینهای فنری در دانشگاه برگزار شد و بچههای مکانیک سخت مشغولش بودند. کارشان خوب پیش میرفت ولی برای کامل کردن ماشینها جوشکاری بلد نبودند. کل کارهای جوشکاریشان را برایشان انجام دادم. خیلی از من تشکر کردند. من هم خیلی خوشحال شدم کاری بلدم که بقیه شاگرداولها هم بلد نیستند. البته بازهم چون بدون ماسک جوش دادم، چشمانم را برق زد. این تجربهها بخشی از تابستانهای زندگی من بود. بخشی که با حمایت پدر و مادرم، خانواده، همسایهها و انسانهای مهربان برایم ایجاد شد و توانستم از آن استفاده کنم. دوست دارم رازهایی را به شما بگویم تا شما هم بتوانید تابستانهای درخشانی را تجربه کنید. قسمت بعدی تابستانهای مرد هزارچهره را بخوانید. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
31 تیر 1399 17:40:38
0 بازدید
chamran_kids
تا حالا به سایت چمرانی ها سرزدید؟🤔 . تو این پست میخوایم یه بخش دیگه از سایتمون رو بهتون معرفی کنیم، جایی که حاصل تجربه ی مربی ها و مادرهای چمرانی هست ! 😇👆🏻 بله درسته! "مقالات چمرانی"😊📝 . موضوعات این مقاله ها مثل انواع بازی، تربیت دینی، از شیر و پوشک گرفتن و ...هست که ممکنه این روزها دغدغه ی خیلی از شما والدین و ذره ای براتون مفید باشه...🤗 . پس فقط کافیه از طریق لینک در بیوی صفحه یا سرچ آدرس زیر، وارد سایت ما بشید و مثل فیلم، مقالات رو ببینید😉 . CHAMRANIHA.COM . ⭕این پست رو ذخیره کنید و دوستانتون هم به خوندن مقاله های چمرانی دعوت کنید🌸 . #سایت_چمرانی_ها #مقالات_تربیتی #مقاله_تربیتی #چمرانی_ها #تجربه_مادرانه #تجربه_معلمی #تربیت_فرزندان #تربیت_کودک #بازی#درس#کودک
09 دی 1399 17:22:32
1 بازدید
chamran_kids
. شما وقتی میخواین یه حرفی به بچه ها بزنید چیکار می کنید؟ . دخترهای چمرانی برای هم نامه می نویسند. نامه هاشون رو تو خونه پاکت ها میذارن تا خاله یا دوستشون، نامه رو بخونه. راستی خونه هارو هم خود بچه ها درست کردند.😊 . این خونه های جالب، یکی از پروژه های خیاطی دخترها بودکه هنوزم که هنوزه روی دیوار کلاس هاشون نشسته! . ایده ی پاکت نامه ازکلاس اول شروع شد، اینکه هرکدوم از بچه ها برای خودشون پاکت نامه داشته باشن و پاکت ها با نمد و به دست خودشون دوخته بشه...😇 دخترها خیلی وقت ها به جای گفت و گو باهم، حرف ها و خواسته هاشون رو برای هم می نویسند. . این روش فوق العاده ای برای بروز احساسات و حتی کمک به بهترشدنش هست! . فکر کنید صبح به خونه تون سر بزنید ببینید از دوست یا خاله نامه دارید،چه حس خوبیه!😊 . شما هم می تونین تو خونه یه خونه پاکتی درست کنید و برای هم نامه بنویسید🙃 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #پروژه_درسی #پروژه_خیاطی #نمد#خونه_ی_پاکتی#هنر#فارسی#ریاضی #بروز_احساسات_کودک
19 شهریور 1399 20:20:25
0 بازدید
chamran_kids
برشی از کتاب "تو برای من عزیزترینی" را بشنوید👆🏻🤗🔊 . در این یادداشت میخواهم علاقه و احترام قلبی خودم را تقدیم به نویسنده، تصویرگر، مترجم و انتشاراتی کنم که مجموعه کتابهای پانچلو را خلق کردند. یک مجموعه ی ۵ جلدی که وقتی هر کدامشان را میخوانی به فکر فرو میروی. هیچ وقت با خواندن کتاب های بچه ها حسی به این عمیقی را تجربه نکرده بودم. شاید چون به گفته ی دست اندرکاران کتاب، خواندنش به ۷ تا ۷۷ ساله ها پیشنهاد میشود. . ماجرای کتاب ها درباره ی دهکده ای به نام "ومی کی ها " است که آدمک های چوبی کوچکی در آن زندگی می کنند. همه ی آدمک ها را نجاری به نام ایلای ساخته. مردم چوبی دهکدهِ در این ۵ کتاب، ۵ ماجرای جالب را تجربه می کنند. . انگار آدمک های چوبی خود ماییم که هر بار گرفتار چیزی میشویم. در دل تمام ماجراها پانچلو که شخصیت اصلی داستان است تنها یا به همراه دوستانش سراغ ایلای میروند، این رفتن ها بعضی مواقع خیلی دیر است و کار از کار گذشته و بعضی مواقع هم درست و به موقع است. . من شخصا عاشق مکالمات ایلای با پانچلو هستم، انگار واقعا خدا در آن لحظه دارد با خود من صحبت میکند. به خصوص جایی که ایلای چشم به پانچلو که سرش پایین و شرمنده است دوخته و میگوید: پانچلو من تو را همانطور که هستی دوست دارم، اشتباهت تو را از چشم من ننداخته...! . و چقدر داستانهای این کتاب ها به درد این روزها و شب های ما میخورد... . پ. ن: قطعا نمیتوان از بچه ها انتظار داشت با خواندن این کتاب ها به دریافت هایی که ما میرسیم برسند. آنها صرفا با یک داستان جالب طرف هستند، داستانی که ممکن است بتوان با بچه های بزرگتر( بالای ۹ سال) دقایقی راجع به آن گفت و گو کرد. . ❗راستی همین الان این پست رو سیو کنید و برای دوستاتون بفرستید😉 . ⭕میتونید مجموعه کتاب پانچلو رو از صفحات زیر تهیه کنید، بهشون دایرکت بدید🤗👇🏻 @mehrsa_pub @ketabpark @namayeshgah_ketab_koodak @nojavan_namayeshgah_ketab . #برشی_از_یک_کتاب #کتاب_خوانی#نشر_مهرسا #معرفی_کتاب_خوب #مجموعه_پانچلو #تو_برای_من_عزیزترینی #کتاب_کودک_نوجوان
02 اردیبهشت 1400 12:16:45
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
جشن عبادت چمرانی ها چه شکلیه⁉️🤔😇 . جشن عبادت و بندگی، یعنی زمانی که خدا بنده اش را برای عبادت آماده دیده، این اتفاق بزرگ ترین و با شکوه ترین اتفاق زندگی هفت سال دوم بچه هاست. . ما هم در ادبستان میخواستیم این جشن با شکوه هرچه تمام تر برای دخترهای ۹ ساله و پسرهای ۱۱ ساله اتفاق بیفتد. تا یک خاطره ی خوب و به یادماندنی در ذهنشان به یادگار بماند. . سال های پیش، جشن عبادت دخترهای کلاس دومی در پارک برگزار شد. مامان ها مهمان ویژه ی این جشن بودند. پارک را تزیین کردیم، همراه مامان ها کلی بازی کردیم. نمایش اجرا کردیم و عکس یادگاری انداختیم. نماز جماعت خواندیم و دخترها هدیه هایشان که چادر و جا نماز بود را از عمو اعلایی هدیه گرفتند. بعد هم در جشن مان مهمان سفره ای بودیم که مامان ها و دخترها غذاهایش را درست کرده بودند. پسرها هم در کلاس پنجم برنامه ی مشابهی دارند. عمو برایشان از بزرگ شدن و کارهایی که باید انجام دهند می گوید و هدیه شان عبایی است که با آن نماز جماعت می خوانند. . امیدواریم این تلاش مان مورد رضایت معبود قرار گیرد. . #جشن_تکلیف #جشن_عبادت #سن_تکلیف #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #نذر_فرهنگى #جشن_بندگی #تربیت_دینی #تربیت_کودک